یه عالمه اسباببازی خریده بودی، اتاقش شده انبار لگو و ماشین و خرس، ولی بازم امروز گفته: «مامان، یه دونه دیگه!» 😅 این تقاضای بیپایان برای «تازگی» در دنیای کودکان، یکی از رایجترین چالشهای والدین امروزی است. در نگاه اول، به نظر میرسد که کودک شما یک «مصرفگر کوچک» است که اشتهای سیریناپذیری برای محصولات جدید دارد. اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، متوجه میشویم که این نیاز، ریشه در فرآیندهای پیچیدهی رشد شناختی و روانی کودک دارد، نه صرفاً علاقه به پلاستیکهای رنگی. این مقاله کوتاه، به سه دلیل اصلی این رفتار را بررسی کرده و پنج راهکار عملی (از دیدگاه روانشناسی رشد و بازیدرمانی) برای مدیریت این چرخه ارائه میدهد.
۱. مغز بچه دنبال تازگیه، نه فقط اسباببازی
دلیل اصلی این تمایل، ماهیت فعال و جستجوگر مغز در حال رشد کودک است.
الف) کنجکاوی ذاتی و سیستم پاداش (Dopamine Cycle):
مغز کودک مدام در حال نقشهبرداری از محیط است. هر بار که کودک با یک شیء جدید تعامل میکند، ساختار جدیدی را کشف میکند، یا قانون فیزیکی جدیدی را میآزماید (مثلاً اینکه اگر سطل را برعکس کند، شنها میریزند)، یک پاداش شیمیایی کوچک (دوپامین) در مغز آزاد میشود. این دوپامین همان چیزی است که حس «لذت اکتشاف» را ایجاد میکند.
تحلیل علمی: میزان پاسخدهی به محرکهای جدید در مغز کودکان به مراتب بالاتر از بزرگسالان است. این امر یک مکانیزم تکاملی است که کودک را وادار به یادگیری سریع محیط اطراف میکند. زمانی که یک اسباببازی برای چند هفته بازی شود، مسیرهای عصبی مرتبط با آن تحریک میشوند، اما دیگر «جدید» نیستند. در نتیجه، سیستم پاداش نیازمند ورودی جدیدی است.
ب) اشباع حسی (Sensory Saturation):
وقتی اتاق پر از اسباببازی باشد، به جای اینکه تمرکز کودک بالا برود، دچار نوعی «اشباع حسی» میشود. مغز توانایی اولویتبندی محرکها را از دست میدهد. اسباببازیها تبدیل به پسزمینهای خستهکننده میشوند و کودک برای فعال کردن مجدد سیستم حسی خود، به یک محرک خارجی جدید (اسباببازی جدید) پناه میبرد.
۲. وقتی بازی تکراری میشود، ذهنش دنبال ماجراجویی تازهست
کودک مثل یه کاوشگره! وقتی بازیها دیگه هیجان نداشته باشن، ناخودآگاه دنبال چیزی میگرده که دنیای خیالش رو روشنتر کنه. پس اسباببازی جدید رو به چشم «فرصت خلاقیت» ببین، نه «قحطی تمرکز»!
الف) از عمل صرف به داستانسرایی:
بازیهای اولیه (مانند پرتاب کردن توپ یا فشردن دکمه) بیشتر بر پایه تعاملات ساده فیزیکی هستند. پس از مدتی، کودک از این مرحله عبور کرده و وارد مرحله بازی نمادین (Symbolic Play) میشود. در این مرحله، او نیاز دارد که با اشیاء، نقشها و داستانها را نمایندگی کند.
اگر اسباببازیهای موجود ظرفیت محدودی برای ایفای نقشهای مختلف داشته باشند (مثلاً یک ماشین همیشه فقط ماشین بماند)، کودک به دنبال وسیلهای میگردد که نقش جدیدی را به او دیکته کند (مثلاً یک لباس جدید یا یک ابزار ساخت و ساز پیچیدهتر).
ب) ارتباط اسباببازی با هویت:
در سنین خاص، اسباببازیهای جدید ابزاری برای تعریف هویت هستند. کودک با خریدن یک ماشین جدید یا یک عروسک با شخصیت خاص، بخش جدیدی از "خود" مورد علاقهاش را به نمایش میگذارد. این یک نیاز اجتماعی و رشدی است که باید با تأیید والدین همراه باشد، حتی اگر به شکل «خرید» بیان نشود.
بچهها اسباببازی زیاد نمیخوان، هیجان و ارتباط جدید میخوان. پس وقتی میگوید «یه دونه دیگه میخوام»، شاید در واقع داشت میگفت: «بیا باهام بازی کن.» 💛
در نهایت، نیاز کودک به اسباببازی جدید اغلب ترجمهای است برای نیاز عمیقتر به: ارتباط معنادار و فرصتهای جدید برای تمرین مهارتهای ذهنی. اگر والدین بتوانند نقش تسهیلگر بازی را بپذیرند و از همان ابزارهای موجود دنیایی تازه بسازند، ولع خرید اسباببازیهای جدید به شکل چشمگیری کاهش مییابد.
در فروشگاه اسباب بازی های تویز فقط اسباببازی نمیفروشیم، دنیای خیال و رشد میسازیم. ❤️





